In Any Tongue - David Gilmour
شما هم در بخش نظرات این مطلب ترانه ها و یا آلبوم مورد علاقه خود را با ما به اشتراک بگذارید
Home and done it's just begun
خونه و تمام ، (اما) این تازه سرآغازه
His heart weighs more, more than it ever did before
قلبش بسیار له شده ، بیشتری از چیزی که قبلا شده بود
What has he done? God help my son
او چه کار کرده؟ خدایا پسرم را کمک کن
Hey, stay a while, I'll stay up
هی ، مدتی بایست ، من خواهم ایستاد
No sugar is enough to bring sweetness to his cup
هیچ شکری برای شیرین کردن فنجان او کافی نیست
I know sorrow tastes the same on any tongue
من غم و اندوه رو میشناسم ، به هر زبانی طعمی یکسان داره
How was I to feel it
چطور من درکش کنم(؟)
When a gun was in my hands
وقتی تفنگ توی دست من بود
And I'd waited for so long
و من به مدت طولانی صبر کردم
How was I to see straight
چطور میتونم نور ستاره ها رو ببینم
In the dust and blinding sun
توی صحرا با آفتابی خیره کننده
Just a pair of boots on the ground
(اما) فقط یک چفت چکمه (را) روی زمین (میبینم)
On the screen the young men die
روی صفحه ("تلوزیون") مرد جوانی کشته شد
The children cry in the rubble of their lives
(یک) بچه روی خرابه های جایی که زندگی میکردند گریه میکرد
What has he done? God help my son
او چه کار کرده؟ خدایا پسرم را کمک کن
Hey, stay a while, I'll stay up
هی ، مدتی بایست ، من خواهم ایستاد
The volume pumped right up , is not enough to drown it out
حجمی که به بالا پمپ میشه ، برای بیرون آوردنش کافی نیست
I hear "Mama" sounds the same in any tongue
من شنیدم "ماما" ، صداش (" کلمه ماما") توی هر زبانی یکسانه
How am I to see you
چطوری توروببینم
When my faith stands in the way
وقتی ایمان من سد راه من قرار گرفته
And the wailing is long done
و (این) ندبه بسیار بلند است
How am I to know you
من چطوری تورو بشناسم
With a joystick in my hand
با کنترلی که در دست من قرار داره
When the call to arms has come
وقتی فراخوان برای سربازان رسیده است
در ابتدا باید به این اشاره کرد که موضوع باطنی متن آهنگ درباره جنگ ، روحیه سربازان و افرادی که چه در خلال جنگ و یا پس از آن از لحاظ جسمی روحی رنج می برند ، سربازانی که وقتی کنترل هدایت از راه دور در دست دارند جنگی نیز در وجودشان به راه است ، اشخاصی که همه روزه با صحنه هایی خشنوت وار ، ویرانه های شهرها ، کودکانی آواره و بی سرپرست ، زنانی که به عنوان یک عطای تجاری در بازار بردگان به فروش میرسند ، فقر ، گرسنگی و عقب ماندگی های حاصل از جنگ رو به رو میشوند ، در غالبی از ابیاتی واضح و شیوا به تصویر میکشد . در آغاز پدری را میبینیم که شاهد مرگ فرزندش است ، اینگونه به نظر میرسد که خود از جنگی بازگشته است ، بیت " من غم و اندوه رو میشناسم ، به هر زبانی طعمی یکسان داره " نشان از کهنه کاری دارد ، شاید با مصدومیتی ناشی از جنگ به حدی شدید ، که شاید تنها گزینه پیش رویش مرگ باشد ، در سه بیت بعدی به حال پریشان یک سرباز میپردازد . در مصراع " وقتی تفنگ در دست من بود و مدتی طول کشید " حس خیال اندیشی من تک تیر اندازی را مجسم که این کشمکش را بینابین تعیین هدف و تمرکز و بعد شلیک تجربه میکند . نور ستاره ها ، خورشید سوزان ، صحرا و.... همگی ناشی از شرایط منطقه جنگیست که در آن حضور دارد. بخش سوم همونطور که در آغاز گفتیم ، افرادی که در خارج از جنگ در خانه خود همواره در شبکه مختلف شاهد خون ریزی ، تخریب و نفی هم جانبه حقوق انسان هستند را به نمایش میگذارد . بخش چهارم با این کلمه که " من شنیدم "ماما" ، صداش (" کلمه ماما") توی هر زبانی یکسانه " تلاش در اثبات این موضوع دارد که ما همگی در اصل و در ابتدا با هم یکسان هستیم و این تفاوت های سیاسی و فرهنگی همگی ناشی از روح حریص انسان است ، که دقیقا در بیت های بعد به این موضوع اشاره میکند ، "چطوری تو را ببینم وقتی ایمان من سد راهم شده" ، سوای از هرگونه مسایل دینی جدای از مناقشات برای اثبات دین برتر و مقایسه آنها ، متاسفانه امروز ادیان پوششی شده اند برای زیبا نشان دادن حقایقی شوم که در پشت صحنه جنگ هایی که در طول تاریخ به اسم دین و با سود ها و منافعی غیر از آن صورت گرفته استفاده شده میشود و در آخر اشاره به " کنترلی که در دست من است" هاکی از جنگهای امروزیست.
با امید به آنکه روزی تمامی اهل زمین بتوانند با وجود تمامی اختلافات قومی و نژادی ، در کنار هم به زیبایی زندگی کنند.